مرتضى راوندى

432

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

بيش از 20 هزار نفر در جنگ به خاك هلاك افتادند ، ولى لااقل چهار برابر آن عده از گرسنگى و طاعون جان سپردند . اصفهان بعد از ضربتى كه غلجاييها بر آن وارد آوردند ، ديگر قد علم نكرد . جمعيت آن‌كه در روزگار فرمانروايى پادشاهان بزرگ صفوى ، در حدود 650 هزار نفر بود ، نه‌تنها در اثر مرگ‌ومير در طى محاصره بلكه در نتيجهء مهاجرت مردم به كلى تقليل يافت . . . خوشبختانه هيچ‌يك از ساختمانهاى زيباى اصفهان در دورهء محاصره يا ايام پرآشوب بعد آسيب نديد . » « 365 » پس از تسخير اصفهان ، مدتى محمود با روشى عاقلانه حكومت كرد و چون مىدانست غلجاييها با راه و رسم حكومت آشنايى ندارند ، بسيارى از وزرا و زمامداران سابق را در مقام خود ابقا كرد . به عقيدهء لاكهارت يكى از كارهاى خوب محمود اين بود كه « پس از بر تخت نشستن ، فرمان داد مقدار زيادى مواد غذايى براى مردم قحطىزده بياورند ، همچنين در اثر اعدام ايرانيانى كه در زمان محاصره ، به كشور خود خيانت كرده بودند ، مورد تقدير واقع شد . . . . مطابق نوشتهء « كروسينسكى » محمود علنا اظهار داشت : از كسانى كه به پادشاه خود خيانت كرده‌اند ، انتظار خوبى نمىرود و اگر فرصتى به دست آرند به او نيز خيانت خواهند كرد . » « 366 » افغانها پس از تسخير اصفهان ، به تسخير مناطق مركزى ايران همت گماشتند . مقاومت مردم عليه افغانان امان اللّه خان پس از تصرف قزوين به مردم زورگويى و تجاوز نمود و هرروز درخواست و تقاضايى جديد مطرح مىكرد . « گيلاننتز » مىنويسد كه : « در روز 20 دسامبر 1723 م . ( 1135 ه . ) محصلان افغانى بر قزوينيان فشار آوردند كه : پولها و خواربار كجاست و دختران كجايند ؛ همه را بياوريد و تحويل دهيد ، و گرنه همچون سگانتان بكشيم و زار به خاك و به راه اندازيم . » رئيس محصلان افغانى گفت : اى سگان تا چند و تا كى ما را مىفريبيد ؟ اگر امروز پول ، خواربار و دختران را نزد ما نفرستيد همه را قتل‌عام خواهيم كرد . يك نفر لوطى پاسخ داد : « سگ ما نيستيم سگ شماييد و آنكس كه شما را فرستاده است . به شنيدن اين سخنان ، دست محصل ماليات به سوى شمشير رفت تا مگر لوطى را بكشد ولى وى چالاكتر بود ، شمشير برگرفت و محصل ماليات را به دونيم كرد . پس آنگاه قزوينيان طبلها كوفتن گرفتند ، مردان خويش را فراخواندند كه با افغانان به جنگ برخيزند . همين‌كه امان اللّه شنيد كه قزوينيان شوريده‌اند و سر جنگ دارند به دو تن از سرداران فرمان داد تا به محل واقعه بشتابند . چون سرداران عاجز آمدند . امان اللّه با سپاهيان بر آن صحنه آمد . بسيارى از آنها را بكشت و در سه محلت شهر آتش افكند . هم در اين موقع ، سردارى قزلباش با 150 تن سپاهى قاجار ، بر افغانان حمله برد . افغانان به اين انديشه كه سپهسالار با همهء نيروى خويش بديشان حمله‌ور شده است ، پشت بگردانيدند . قزوينيان دليرى خويش بازيافتند ، از خانه‌ها بيرون شدند و در ميدان شاه گرد آمدند و چندان بر افغانان فشار آوردند كه اينان به ناچار به كاخهاى شاهى گريختند و سرانجام به سوى اصفهان فرار كردند . در اين جنگ امان اللّه تير برداشت ، از

--> ( 365 ) . همان ، ص 194 ( به اختصار ) . ( 366 ) . همان ، ص 222 .